الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
28
الغدير ( فارسي )
مردى كه پاكدامنى را پيراهن خود گردانيد و خوشا آن مردى كه با جامهء پاكدامنى ، خويشتن را پوشيده داشت ! در هنگام آشتى و سازش ؛ او را بارانى بخشنده مىبينى و در روز جنگ مانند شيرى كه خواهد از بچه اش پاسبانى كند با دستى گشاده كه - براى نيكو كارى - از ستاره ى كيوان نيز فراتر مىرود . و با نمايشهائى روشن و درخشان و تابناك كه ديگران از انجام آن ناتوانند و دست آويز كسانى مىشود كه درباره ى او به تندروى و گزافه گوئى افتادهاند ( 1 ) و يكى از آنها بازگشتن خورشيد است پس از ناپديد شدن ( 2 ) - همان داستانى كه بينائىها در برابر آن خود را به فراموشى مىسپارند - با گردش خود بر فراز آن زيرانداز ( 3 ) چنان برترى يافت كه - بازگوگرى آن - سخنوران نغز گوى را زبان بر مىبندد سخن گفتن او با خفتگان آن شكاف كوه ، برجستگى گرانمايه و والائى است كه از ستاره ى سماك نيز فراتر مىرود . از خويشاوندى و يارى او با پيامبر كه بگذرى بر رفتن او بالاى دوش پيامبر ، برترى چشمگيرترى براى او است اين است آن كه دانشها را در خود گرد آورد - چه كوتاه شده و فشردهء آنها و چه گسترده و پر و بال گرفتهء آنها - اين است كه با نماز و بخششهاى خود ، راه گيتى و آئين را به انجامى شايسته رسانيد
--> ( 1 ) گزارش آن را ثعلبى و دانشمند مغازلى و قزوينى از پسر عباس و انس پسر مالك آوردهاند و اگر خداى برتر از هر پندار خواهد در جاى خود ياد خواهيم كرد . ن ( 2 ) يعنى كه گنه را به از اين نيست بهانه ! ( 3 ) گزارش آن درج 3 ص 126 تا 141 از چاپ دوم گذشت . ن